اين يوسفِ پيامبر است ؟
چند روز پيش - مثل هميشه - به شکل اتفاقي در برابر امواج شبکه ي اول تلويزيون دولتي ايران قرارگرفته بودم . اين اتفاق خارق العاده همزمان شده بود با پخش سريال حضرت يوسف .
سريالي که تاکنون تنها بخش هاي بسيار گذرا از آن را ديده بودم و بيشتر در مورد آن شنيده بودم .
اما با اين حال شايد بشود گفت به هيجان انگيزترين بخش داستان رسيده بودم : اوج تقلاي زليخا براي دست يابي به يوسف .
داستان شروع شد و رخدادها و گفت وگو ها از نزديک شدن به حادثه ي موعود حکايت داشت . کنجکاو شدم ببينم کارگردان چگونه اين بخش را از سر خواهد گذراند و تلاش زليخا براي برقراري رابطه ي جنسي با يوسف را چگونه به تصوير خواهد کشيد . آن هم در تلويزيون کشوري که در پرده پوشي مسايل جنسي بي نظير است .
يوسف به خلوت زليخا گام مي گذارد . به ياري ديالوگ هاي مبهم و اشاره هاي غير مستقيم سرانجام يکي از جنسي ترين سکانس هاس تاريخ تلويزيون جمهوري اسلامي به پايان مي رسد . آن هم سکانسي که همه از آغاز و پايان آن باخبر بودند و فرق چنداني نمي کرد که بازيگر نقش زليخا و بازيگر نقش يوسف در آن خلوت چه به يکديگر مي گفتند .
اما حرف من و اشکال من به اين نيست .
موضوع سخن اشکال ديالوگ هاي خنده دار يا بازي ضعيف بازيگران نيست .
يا نمي خواهم در مورد اين بحث کنم چرا عزيز مصر - که نمي دانم در اين سريال چه اسمي داشت - به هنگام آگاهي از خيانت همسر آن چنان با آرامش برخورد مي کند که نمونه هاي آن در بين افراد عادی ساکن خاورميانه نيز نادر است .
پرسش اين است آيا شخصيت حضرت يوسف به خيال پردازي هاي ما نياز دارد ؟
يا بهتر بگويم قصه اي که قران آن را احسن القصص مي خواند دقيقاً چه نيازي به تحريف ها ، اغراق ها و دروغ پردازي هاي ما دارد ؟
آيا اين داستان آن اندازه شأن و جذابيت ندارد که بايد با افزودن علايم محيرالعقول بر جذابيت آن افزود ؟
اگر اين طور نيست بگوييد حرف زدن کودک در دفاع از يوسف از کجا آمده است ؟
من مخالف به کار بردن خلاقيت هاي کارگردان يا نويسندگان در پرداخت داستان نيستم .
مخالفتي استفاده از هوش و ابتکار ، سليقه و تجربه آنان در مسير ساخت ندارم .
اما بايد ديد اين سليقه و ابتکار در چه مسيري به کار برده مي شود .
آيا اين همه ابتکار و هوش سرشار در جهت منطقي تر کردن ، ابهام زدايي و قابل پذيرش تر کردن داستان به کار رفته؟ به گونه استفاده شده که ضمن جذاب بودن ، فهم بيننده از داستان و شخصيت و عظمت حضرت يوسف بيشتر شود ؟
يا اصلاً اين داستان چه رابطه اي با واقعيت برقرار مي کند ؟ برداشت آزاد نويسنده و کارگردان از زندگي يوسف پيامبر است يا قرار است بر اساس منابع مستدل پيش برود ؟
در هر صورت بايد توضيح داده شود اين اتفاقات عجيب از لابلاي کدام تفسير و تعبير به ذهن سازندگان اين اثر پرهزينه رسيده است . يا اينکه يوسف از گريه ي کودکي پي به درپيش بودن حادثه اي شوم مي برد ؛ چه ارزشي به يوسف پيامبر مي دهد .
چه الزامي به وارد کردن خرافات و اعمال و حوادث ماورايي و غيرمنطقي به داستان است ؟ هر چند اين سياق مرض مسري اغلب مجموعه هاي تلويزيون است . اما دست کم در اين يک مورد بايد توجه مي شد که اين داستان حضرت يوسف است . پيامبري که قرآن توجه خاصي به او دارد و يک سوره ي آن هم به نام اوست . داستاني که بارها به آن پرداخته شده است . حتا اگر نخواهيم هزينه هاي هنگفت اين سريال را ملاک اهميت آن بدانيم .
اين گونه رفتارها تنها باعث غير قابل باور و دور شدن داستان و قهرمانش در ذهن و دسترس مخاطب خواهد شد که اين خود بزرگترين سد براي انتقال مفهوم و اثر و نتيجه از لابلاي صفحات کتاب يا از شيشه ي رنگي تلويزيون به فکر و زندگي مخاطب است .
+ نوشته شده توسط محسن در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 و ساعت
9:24 بعد از ظهر |