سلام به همه ي دوستان و دشمنان
خوب بايد از يک جايي نوشتن بلاگ رو شروع کرد .
ديروز من مهمون محمد بودم ( فاميلشو نمي گم چون احتمالأ آقاي خسروي رو ميشناسين ) . خوب با هم ناهار سيب زميني و تخم مرغ خورديم ، کلي چرت و پرت گفتيم و خلاصه خيلي خوش گذشت . جاي دوستان و همکلاسي ها حسابي خالي بود . ذکر خير همتون بود و من هم کلي ازتون تعريف کردم [1] .
پاورقي : [1] آورده اند که يک روز دو نفر داشتند پشت سر يکي حسابي بد و بيراه مي گفتند که ناگهان آن شخص از راه مي رسد . يکي از آن دو نفر بر مي گردد و مي گويد : سلام آقاي فلاني . الآن اتفاقأ ذکر خير شما بود و من هم ازتون حسابي تعريف کردم !!!!
خوب بايد از يک جايي نوشتن بلاگ رو شروع کرد .
ديروز من مهمون محمد بودم ( فاميلشو نمي گم چون احتمالأ آقاي خسروي رو ميشناسين ) . خوب با هم ناهار سيب زميني و تخم مرغ خورديم ، کلي چرت و پرت گفتيم و خلاصه خيلي خوش گذشت . جاي دوستان و همکلاسي ها حسابي خالي بود . ذکر خير همتون بود و من هم کلي ازتون تعريف کردم [1] .
پاورقي : [1] آورده اند که يک روز دو نفر داشتند پشت سر يکي حسابي بد و بيراه مي گفتند که ناگهان آن شخص از راه مي رسد . يکي از آن دو نفر بر مي گردد و مي گويد : سلام آقاي فلاني . الآن اتفاقأ ذکر خير شما بود و من هم ازتون حسابي تعريف کردم !!!!
+ نوشته شده توسط محسن در شنبه بیستم مرداد 1386 و ساعت
6:13 قبل از ظهر |

